استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد
چکیده
کییرکگارد اندیشمندی است که برخلاف فیلسوفان پیش از خود و معاصرانش در پی یافتن و ارائه یک سیستم صرفاً نظری برای زندگی همه انسانها نیست. از نظر وی پاسخ به «برای چه زندگی کردن» تعین بخش سه ساحت وجودی فردیعنی ساحت زیباییشناسی، ساحت اخلاقی و ساحت دینی است.اصطلاح اخلاق را از منظر وی میتوان به دو گونه تفکیک کرد، اخلاقی که در گذر به سپهر برتر دینی الغاء میگردد و اخلاقی که در سپهر دینی باقی میماند. گونههای اخلاق هنجاری با صبغه دینی را میتوان در اندیشههای مولوی یافت که متناسب با سطوح آگاهی و وجودی انسان طرح گردیده و بطور کلی میتوان اخلاق دینی از نگاه مولوی را به اخلاق زاهدانه و اخلاق عاشقانه صورتبندی کرد. این پژوهش با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی در پی یافتن همانندیهایی در آراء مولوی است که در خصوص ساحت اخلاقی انسان در تناسب با اندیشه های کییرکگارد است. گرچه اندیشه مولوی در این امر موسع از نظر کییرکگارد به نظر میرسد.