<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای</title>
    <link>https://nip.lu.ac.ir/</link>
    <description>فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 03 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بازخوانی تراث حکمی و فلسفی علامه طباطبایی در بستر جهانی</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735741.html</link>
      <description>جهان غیرغربی در مواجهه با روایت یوروآتلانتیک تاریخ فلسفه-روایتی که در نمونه کلاسیک آن نزد برتراند راسل، فلسفه در عالم اسلامی را به حاشیه رانده و به &amp;amp;laquo;شرحی بر یونان&amp;amp;raquo; تقلیل می‌دهد-با نوعی بحران سوژه و انفعال معرفتی روبه‌روست. این وضعیت، همان چیزی است که در این تحلیل صورت معاصر روایت منقاد تلقی می‌شود؛ وضعیتی که در آن سوژه غیرغربی در مقام دریافت‌کننده و مصرف‌کننده دانش غربی تثبیت می‌گردد. مسئله اصلی این مقاله آن است که علامه طباطبایی چگونه توانسته است از درون سنت اسلامی و در دل شرایط فکری و اجتماعی ایران نیمه قرن بیستم، بنیان‌های یک سابجکتیویته نقاد را بازسازی کند و امکان خروج از منطق روایت تابع را فراهم آورد. روش مقاله تلفیقی است از تحلیل نظری مدل مالکوم ایکس (دوگانه روایت منقاد/رهایی بخش) به‌مثابه چارچوب رهایی‌بخش معرفتی، و بازخوانی انتقادی اصول فلسفه و روش رئالیسم با تمرکز ویژه برنظریه اعتباریات. یافته اصلی مقاله نشان می‌دهد که طباطبایی یکی از نخستین فیلسوفان معاصر در جهان اسلام است که شجاعت &amp;amp;laquo;اندیشیدن مستقل&amp;amp;raquo; را بر مبنای رئالیسم اسلامی و دستگاه مفهومی سنت فلسفه اسلامی احیا کرده و مسیر گذار از روایت منقاد به افق مستقلروایت نقاد (رهایی بخش) را گشوده است. بدین‌سان، اندیشه او بنیانی برای شکل‌دهی به روایت فلسفی غیر یوروسنتریک و امکان ورود مجدد فلسفه اسلامی به گفت‌وگوی جهانی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی هم‌آوردطلبی اشاعره و معتزله در تبیین آیات مرتبط با مسئله خلق اعمال</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735742.html</link>
      <description>در برخی آیات قرآن، خلق اعمال انسان را به خداوند نسبت داده شده اما در برخی آیات دیگر، انسان در خلق اعمالش برخوردار از اراده مستقل معرفی شده است. هر دو دسته از آیات، مستند مکاتب مختلف کلامی بوده‌اند. اشاعره با استناد به دسته نخست از آیات، خداوند را خالق اعمال انسان دانسته و اراده او را سبب اصلی خلق اعمال تلقی نموده‌اند. معتزله با استناد به دسته دوم از آیات، انسان را در خلق اعمالش، مستقل دانسته‌اند. همچنین هر دو گروه، برای اثبات دیدگاهشان، توجیهات عقلی و کلامی نیز ارائه می‌کنند. در جستار حاضر با طرح برخی آیات مرتبط با مسئله خلق اعمال انسان که در دیگر پژوهش‌های مشابه کمتر بدان‌ها توجه شده است، و بازخوانیِ نزاع اشاعره و معتزله در فهم این آیات، به تبیین‌های منسجم‌تری از این دو گروه توجه خواهیم نمود. در این خصوص تلاش خواهیم نمود تا دیدگاه‌های متکلمانی چون حاکم جشمی که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند را مطرح نموده و در طرح آیات مورد نزاع، اشاعره و معتزله را مستقیماً به چالش با یکدیگر فراخوانیم. این رو در رو قرار دادنِ دو گروه در مسئله پژوهش حاضر، روشی است که در پژوهش‌های مشابه چندان به کار گرفته نشده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>کلیات در فلسفه واقع‌گرایی معتدل، واقع‌گرایی افراطی و نام‌گرایی در قرون وسطی متقدَم در نسبت با مسأله زبان</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735749.html</link>
      <description>مسأله کلیات و نسبت آن با زبان از بنیادی‌ترین مسائل سنت فلسفی، بویژه در قرون وسطی است (آرمسترانگ، 1387، 1989). این مقاله با بررسی سه جریان فلسفی واقع‌گرایی افراطی، واقع‌گرایی معتدل و نام‌گرایی در قرون وسطی متقَدَم در نسبت یا مسأله زبان می‌پردازد. برای نیل به این مقصود رساله‌های متفکران و فیلسوفان این دوره و شرح‌های نوشته شده بر رساله‌های آنان مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفت. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که فهم جایگاه زبان بدون تحلیل نسبت آن‌ها با کلیات، معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی ممکن نیست. مثلاً، از منظر واقع‌گرایی افراطی، که افلاطون بنیان‌گذار آن بود، کلیات در عالم مُثُل سکنی دارند و زبان سایه یا نقشی خیالی از کلیات است، در حالیکه، بنابر واقع‌گرایی معتدل، کلیات در ذهن قرار دارند و حاصل عمل انتزاع می‌باشند. زبان، از این منظر، تابع تفکر است و این دیدگاه یادآور نظریه ماده-صورت موجود در منطق و مابعدالطبیعه ارسطویی است، که طبق آن ماده و صورت در جوهر قرار دارند، نه در عالم مُثُل. در نهایت، نام‌گرایی، با انکار عالم مُثُل و کلیات درون آن، کلیات را صرفاً بعنوان مفاهیم ذهنی معرفی می‌کند و زبان را بازنمایی مفاهیم ذهنی می‌داند. در این مقاله، به بررسی این سه جریان فکری قرون وسطی در نسبت با زبان در آراء متفکران و فیلسوفان قرون وسطی متقَدَم می‌پردازیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اسلوب&amp;shy;های اخلاقی زیستن از منظر کی یرکگارد و مولانا</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735744.html</link>
      <description>کی&amp;amp;shy;یرکگارد اندیشمندی است که برخلاف فیلسوفان پیش از خود و معاصرانش در پی یافتن و ارائه یک سیستم صرفاً نظری برای زندگی همه انسانها نیست. از نظر وی پاسخ به &amp;amp;laquo;برای چه زندگی کردن&amp;amp;raquo; تعین بخش سه ساحت وجودی فرد یعنی ساحت زیبایی&amp;amp;shy;شناسی، ساحت اخلاقی و ساحت دینی است. اصطلاح اخلاق را از منظر وی می&amp;amp;shy;توان به دو گونه تفکیک کرد، اخلاقی که در گذر به سپهر برتر دینی الغاء می&amp;amp;shy;گردد و اخلاقی که در سپهر دینی باقی می&amp;amp;shy;ماند. گونه&amp;amp;shy;های اخلاق هنجاری با صبغه دینی را می&amp;amp;shy;توان در اندیشه&amp;amp;shy;های مولوی یافت که متناسب با سطوح آگاهی و وجودی انسان طرح گردیده و بطور کلی می&amp;amp;shy;توان اخلاق دینی از نگاه مولوی را به اخلاق زاهدانه و اخلاق عاشقانه صورت&amp;amp;shy;بندی کرد. این پژوهش با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی در پی یافتن همانندی&amp;amp;shy;هایی در آراء مولوی است که در خصوص ساحت اخلاقی انسان در تناسب با اندیشه های کی&amp;amp;shy;یرکگارد است. گرچه اندیشه مولوی در این امر موسع از نظر کی&amp;amp;shy;یرکگارد به نظر می&amp;amp;shy;رسد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>افسون زبان و سلطه‌ اجتماعی مفروض‌ها: تحلیل تطبیقی بازی‌های زبانی ویتگنشتاین و بدیهی‌انگاری‌های اجتماعی&amp;ndash;شناختی زروباول</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735748.html</link>
      <description>فهم انسان از جهان هرگز بی‌واسطه و خنثی نبوده است، بلکه هموازه از دل زبان، طرحواره‌ها و چارچوب‌های شناختی و پیش‌فرض‌های اجتماعی شکل گرفته است. این مقاله با نگاهی تطبیقی به نظریه لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف زبان، درباره بازی‌های زبانی و اویاتار زروباول، جامعه‌شناس شناختی، درباره بدیهی‌انگاری‌های اجتماعی‌ـ‌‌شناختی در تلاش است تا نشان دهد که چگونه بازی‌های زبانی و بدیهی‌انگاری‌های مستتر در مفاهیمی که ما در قالب واژگان از آنها برای درک جهان اطراف خود استفاده می‌کنیم موجب می‌شوند که ما از دریچه‌هایی جهان را فهم کنیم که نه تنها طبیعی و بدیهی نیستند بلکه گمراه‌کننده و افسونگرند. این مقاله با استفاده روش توصیفی‌ـ‌‌ تحلیلی و با بررسی نمونه‌هایی از زبان فارسی به دنبال مطالعه سازوکارهایی است که موجب می‌شوند واقعیت‌های زبانی که محصول بازی‌های زبان هستند طبیعی و بدیهی جلوه دهند. یافته‌ها نشان می‌دهند که نام‌گذاری، مقوله‌بندی و نشان‌داری و بی‌نشانی از مهمترین این سازوکارها هستند و ویتگنشتاین و زروباول با وجود اختلاف‌های روشی، در این باور مشترک هستند که فهم انسان بواسطه این سازوکارها تحت سلطه و محاصره زبان و پیش‌فرض‌های آن قرار دارد و برجسته‌سازی و پیش‌زمینه‌سازی دو سازوکار مهم برای ایضاح و نقد پیش‌فرض‌هاست که از طریق آنها می‌توان از استبداد مفاهیم رهایی یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی از اثربخشی تهذیب نفس بر ادراک در نگاه ابن‌سینا</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735746.html</link>
      <description>معرفت و تزکیه ازابعاد مهم حقیقت آدمی است که بارها در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته و به عنوان فلسفة وجودی بعثت ازآن دو یاد شده است. &amp;amp;laquo;عقل فعال&amp;amp;raquo; در اندیشه ی ابن سینا به جهت وجودشناسی و معرفت شناسی، جایگاهی منحصر به فرد دارد. نظام فلسفی وی چنان تدوین شده که بدون فرضِ وجود این موجود ماورائی، نه کارِ خلقت به سرانجام می رسد و نه فرآیند معرفت تکمیل می گردد.  وی معرفت حقیقی را بدون تزکیه نفس غیر ممکن می داند و اساسا تـعلّم وکسب معرفت همان تحصیل استعداد نفس جهت اتصال به عقل فعال است.زیرا نفس در دستیابی به معرفت و ادراک حقیقی، نیازمند تشبه به عقول قدسی است و ایـن مشابهت،بدون تزکیه نفس امکان پذیر نیست. این‌ پژوهش به‌ بررسی دیدگاه ابن سینا در حصول معرفت و تعقل براساس تزکیه نفس پرداخته است تزکیه نفس زمینه ساز اتصال به عقل فعال  شده و معرفت را از او دریافت می کند. از نگاه وی کسب معرفت، تحصیل استعداد نفس برای اتصال به عقل فعال است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خمیرۀ ممزوجۀ حکمت</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735747.html</link>
      <description>پژوهش پیش رو، با هدف تبیین پیوندهای فکری میان حکیم ترمذی و شیخ شهاب الدین سهروردی، به بررسی تأثیرپذیری حکمت اشراق از طریقۀ حکیمیه و آموزه‌های حکیم ترمذی می‌پردازد و با اتّکا بر روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌ای، نشان می‌دهد که سهروردی در شکل‌گیری مفاهیم بنیادین حکمت اشراق، به‌ویژه در باب مقولاتی چون &amp;amp;laquo;سکینه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo;، از آراء و آثار حکیم ترمذی و سنّت فکری وی بهره‌مند بوده است. &#13;
نگارنده با تحلیل تبارنامۀ اشراقی سهروردی در کتاب المشارع و المطارحات، استدلال می‌کند که اشارات سهروردی به &amp;amp;laquo;قومی که از سکینه سخن می‌گویند و در دواوین قاصّه می‌توان نام و نشان آنها را یافت&amp;amp;raquo;، ناظر به حکمای مشرق، به‌ویژه پیروان حکیم ترمذی تواند بود. بررسی تطبیقی آراء این دو حکیم، وجوه امتزاج حکمت شهودیِ خسروانی و حکمت برهانیِ فیثاغوری را در دستگاه فکری ترمذی آشکار می‌سازد و تأثیر آثار وی بر مفاهیم کلیدی سهروردی، چون نور ولایت را می‌نمایاند. از وجوه نوآوری تحقیق، می‌توان به تمرکز بر قرائن متنی و تاریخیِ مغفول‌مانده‌ در تبارنامۀ معنوی سهروردی، به‌ویژه در مفهوم محوری &amp;amp;laquo;سکینه&amp;amp;raquo; و نسبت آن با &amp;amp;laquo;حکمای مشرق&amp;amp;raquo;، و ردیابی نشانه‌های امتزاج حکمت خسروانی و فیثاغوری در آثار ترمذی و انعکاس آن در نظام فلسفی سهروردی، اشاره کرد که افقی نو در فهم پیوندهای عمیق میان سنت‌های حکمت ایرانی و عرفان اسلامی می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی درهم تنیدگی مفاهیم هندو در منظومه فارسی &amp;laquo;اوم نامه&amp;raquo; و پیوند آن با سنت تصوف اسلامی</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735750.html</link>
      <description>منظومه‌ اُم‌نامه، سروده‌ی بَنْوَالیداسوَلِیّ در قرن هفدهم، از آثار شاخص روزگار گورکانیان هند است که در آن دو سنت بزرگ، یعنی اندیشه‌ ودانته و عرفان اسلامی، در زبان فارسی به هم می‌رسند. این مقاله به بررسی واژگان و مفاهیم برگرفته از زبان‌ها و متون هندو در اُم‌نامه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این واژگان در کنار اصطلاحات صوفیانه فارسی و عربی معناهای تازه‌ای پیدا کرده‌اند. مسئله‌ اصلی مقاله این است که چگونه بَنْوَالیداسوَلِیّ، با آمیختن واژگان و مفاهیم دو سنت فکری، جهانی مشترک از معنا و تجربه‌ دینی آفریده است. روش مقاله، تحلیل زبانی و فرهنگی بر پایه‌ نسخه‌ دیجیتالی موجود در مجموعه‌ ای‌گانگوتری است. هدف اصلی این مقاله بازسازی فضای فکری و دینی مؤلف و نشان دادن این نکته است که اُم‌نامه تنها یک ترجمه از متون هندو نیست، بلکه کوششی برای گفت‌وگو و پیوند میان دو زبان و دو جهان معنوی است. این متن، نمونه‌ای زیبا از چگونگی درهم‌تنیدگی واژگان، باورها و استعاره‌های دو سنت متفاوت در قالب شعر فارسی است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>فداکاری کنوتیک و والایی در فلسفه‌ دین کانت (بازخوانی زیبایی‌شناختی تولد اخلاقی)</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735751.html</link>
      <description>این مقاله با هدف بازخوانی نقش تجربه‌ والایی در کتاب دین در محدوده عقل محض کانت، به بررسی پیوند مفهومی میان فداکاری کنوتیک و والایی در ساختار اخلاقی و دینی اندیشه‌ کانت می‌پردازد. مسئله‌ اصلی مقاله آن است که چگونه تجربه‌ والایی، به‌ ویژه در قالب فداکاری تخیل، می‌تواند به‌ عنوان نماد زیباشناختی اخلاق عمل کند و چه نسبتی با فداکاری تهی‌سازانه نمونه‌ اخلاقی (مسیح) دارد. روش مقاله مبتنی بر تحلیل قیاسی نمادها و ساختارهای زیبایی‌شناختی در فلسفه‌ انتقادی کانت است، با تمرکز بر مفهوم فداکاری در دو سطح سرکوب‌گرانه و کنوتیک. در این چارچوب، نشان داده می‌شود که فداکاری کنوتیک نه ‌تنها در تحول فردی، بلکه در شکل‌گیری جامعه‌ اخلاقی و شناسایی متقابل میان عاملان اخلاقی نقش اساسی دارد. تجربه‌ والایی، به‌ عنوان بستر زیباشناختی این تحول، امکان درک نمادین از ایده‌ اخلاقی را فراهم می‌سازد و اخلاق را به‌سوی قداست هدایت می‌کند. مقاله نتیجه می‌گیرد که دین عقلانی کانت، از طریق پیوند میان والایی، فداکاری کنوتیک و نمادپردازی اخلاقی، افق تازه‌ای برای فهم انسان‌شناسی اخلاقی و ساختار جمعی اخلاق عرضه می‌کند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>از افلاطون تا ابن‌سینا: بررسی تحلیلی فهم‌ها و کژفهمی‌های نظریه ایده‌های افلاطون</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735752.html</link>
      <description>ایده‌های افلاطون یکی از بنیادی‌ترین مبانی در سنت فلسفه یونان و سپس در میراث فلسفه اسلامی بوده‌اند؛ مبانی‌ای که در گذر زمان، فراز و نشیب‌های نظری فراوانی را تجربه کرده و در هر دوره، صورت‌بندی‌های متفاوتی یافته‌اند. روایت‌های گوناگون فلاسفه اسلامی و یونانی از جهان ایده‌ها، گستره‌ای دل‌انگیز از فهم‌ها و سوءفهم‌ها را شکل داده است. در این پژوهش، نخست جهان ایده‌های افلاطون با رویکردی تحلیلی و با تکیه بر منابع اصیل بازسازی می‌شود و سپس دیدگاه‌های ارسطو و ابن‌سینا درباره این مبانی هستی‌شناختی مورد بررسی انتقادی قرار می‌گیرد. تحلیل نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از برداشت‌های این دو فیلسوف از ایده‌ها نادرست، ناسازگار با مبانی افلاطونی و گاه مبتنی بر تلقی‌های مادّی‌انگارانه از امر غیرمادی است. نتیجه پژوهش آن است که برای فهم صحیح نظریه ایده‌ها، باید میان نحوه وجود ایده‌ها، نسبت آن‌ها با محسوسات، و جایگاه عقلانی آن‌ها در ساختار هستی‌شناختی افلاطون تمایز دقیق برقرار کرد؛ تمایزی که در نقدهای ارسطو و ابن‌سینا غالباً نادیده گرفته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از صفویه تا انقلاب اسلامی: بررسی تطور الگوی ولایت و حکمرانی دینی بر بنیاد عرفان ابن‌عربی</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735753.html</link>
      <description>بحث ولایت و حکمرانی دینی در تاریخ اسلام از جمله موضوعات محوری است که همواره میان عرفان، فلسفه و سیاست مورد توجه قرار گرفته است. مقاله حاضر به تحلیل تطبیقی میان نظریه ولایت فقیه به صورت گذرا و حکمرانی شاه اسماعیل می‌پردازد. هدف اصلی این پژوهش، روشن کردن تفاوت‌های ماهوی و عملی میان این دو مفهوم است و بررسی میزان تأثیر آموزه‌های عرفانی و فقهی بر مشروعیت حاکمیت را مورد نظر دارد. این مقاله با روش تحلیل متون کلاسیک و منابع تاریخی، شاخصه‌های خلیفه الله از منظر ابن‌عربی و نقش محبت، عدالت و حکمت در حکومت را بررسی می‌کند. همچنین، آموزه‌های شیخ صفی‌الدین اردبیلی و سید حیدر آملی  را به صورت مختصر در شکل‌گیری شخصیت و مشروعیت شاه اسماعیل تحلیل کرده و با ویژگی‌های ولی فقیه در نظام شیعی و دیدگاه‌های امام خمینی(ره) و تاثیر ایشان از ابن عربی تطبیق داده می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که گرچه هر دو نظام سیاسی به مفهوم ولایت و مشروعیت دینی توجه دارند، اما مدل صفوی بیشتر بر تجلی عرفانی، مظهر بودن حاکم و نقش قطب در جهان متمرکز است و با مدل ولایت فقیه که بر صلاحیت‌های عمیق عرفانی، مرجعیت فقهی و  نایب عام امام غایب یعنی حضرت مهدی(عج) استوار است، تفاوت اساسی دارد. این مقاله نشان می‌دهد که فهم مفهوم ولایت نیازمند درک درست ولایت عرفانی و ولایت سیاسی است و این تفاوت‌ها در تحلیل تاریخی و فلسفی حکمرانی دینی نقش تعیین‌کننده دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فلسفی تطبیقی روایت‌های جیمز موریس، ویلیام چیتیک و دنیس گریل از نظام فکری ابن عربی</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735754.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی فلسفی-تطبیقی رویکرد سه متفکر برجسته غیرمسلمان معاصر در تفسیر اندیشه‌های محی‌الدین ابن عربی شامل جیمز موریس، ویلیام چیتیک و دنیس گریل می‌پردازد. هر یک از این اندیشمندان از منظر و روش‌شناسی خاصی به فهم جهان‌بینی شیخ اکبر نزدیک شده‌اند. موریس با نگرشی پدیدارشناسانه و هستی‌شناسانه، بر تجربه زیسته و عرفانی ابن عربی و زبان تأویلی او تمرکز دارد و حقیقت را در افق تجربه زنده سالک می‌جوید. چیتیک با رویکردی تحلیلی و نظام‌مند، مفاهیمی چون خیال خلاق، انسان کامل و اسماء الهی را بازتفسیر کرده و میان عرفان اسلامی و فلسفه غرب پلی نظری برقرار نموده است. در مقابل، گریل با نگاهی تاریخی-فرهنگی، بر زمینه‌های اجتماعی، فرقه‌ای و ادبی آثار ابن عربی تأکید دارد و سیر تحول خوانش‌های او را در بستر تاریخ تصوف دنبال می‌کند.هدف مقاله، تحلیل نقاط اشتراک و تمایز این سه روایت در سه محور اصلی هستی‌شناسی عرفانی، انسان کامل و تأویل عرفانی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که هر سه متفکر با حفظ تفاوت‌های روشی، در راستای تبیین چندلایگی و عمق معنایی اندیشه ابن عربی حرکت می‌کنند. در مجموع، این مطالعه به فهمی میان‌رشته‌ای و چندبعدی از عرفان ابن عربی دست می‌یابد که زمینه‌ساز گفت‌وگوی فلسفی و معنوی میان شرق و غرب و نیز بازاندیشی جایگاه جهانی عرفان اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفکر به‌مثابه راه: بازخوانی هرمنوتیک فلسفی هایدگر و دلالت‌های آن برای &amp;laquo;فبک&amp;raquo;</title>
      <link>https://nip.lu.ac.ir/article_735755.html</link>
      <description>برنامة فلسفه برای کودکان (فبک) به‌مثابة یکی از رویکردهای مهم معاصر در تعلیم و تربیت فلسفی با هدف تقویت مشارکت عقلانی کودکان، آنان را به طرح پرسش، استدلال و داوری مفهومی دربارة مسائل فلسفی سوق می‌دهد. با این حال، غلبة رویکرد مهارت‌محور و منطق‌اندیش در فبک، خطر فروکاستن تفکر به سطحی محاسبه‌گر و ابزاری را در پی دارد؛ سطحی که در آن، ساحت‌های وجودی، زیست‌جهانی و تفسیری فهم انسانی به حاشیه رانده می‌شود. پژوهش حاضر با روش تحلیلی&amp;amp;ndash;استنباطی و با تمرکز بر هرمنوتیک فلسفی مارتین هایدگر، به بازخوانی چیستی تفکر نزد وی می‌پردازد. در این افق، تفکر نه &amp;amp;laquo;روش&amp;amp;raquo;ی برای تولید معرفت، بلکه &amp;amp;laquo;راه&amp;amp;raquo;ی برای گشودگی دازاین به هستی و پاسخی تأملی به &amp;amp;laquo;امر اندیشه‌برانگیز&amp;amp;raquo; تلقی می‌شود؛ رویکردی که در تقابل با تفکر محاسبه‌گر مدرن و دوگانة سوژه&amp;amp;ndash;ابژه قرار دارد. پرسش محوری پژوهش آن است که انتقال افق هرمنوتیک واقع‌بودگی هایدگر به حوزة فبک چگونه می‌تواند این برنامه را از سطح مهارت‌محوری به افقی وجودی، زیست‌جهانی و گفت‌وگومحور ارتقا دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که در پرتو این افق، گفت‌وگوی فلسفی از ابزاری برای تمرین استدلال به &amp;amp;laquo;رویداد هرمنوتیکی&amp;amp;raquo; ظهور معنا تبدیل می‌شود؛ حلقة کندوکاو به فضایی هستی‌شناسانه برای گشودگی افق‌های فهم بدل می‌گردد؛ پرسش‌ها از تجربة زیستة کودکان و دل‌مشغولی‌های واقعی آنان آغاز می‌شود و نقش تسهیل‌گر از انتقال‌دهندة محتوا به همراه رهسپاری تفکر تغییر می‌یابد. در نهایت، این بازاندیشی، فبک را از برنامه‌ای صرفاً شناختی به فرایندی وجودی&amp;amp;ndash;تفسیری ارتقا می‌دهد که تفکر را به‌مثابة شیوه‌ای اصیل از بودن در جهان و هم‌زیستی معنادار با دیگران می‌آموزد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
