استاد تمام گروه جامعه شناسی نظری پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
چکیده
جهان غیرغربی در مواجهه با روایت یوروآتلانتیک تاریخ فلسفه-روایتی که در نمونه کلاسیک آن نزد برتراند راسل، فلسفه در عالم اسلامی را به حاشیه رانده و به «شرحی بر یونان» تقلیل میدهد-با نوعی بحران سوژه و انفعال معرفتی روبهروست. این وضعیت، همان چیزی است که در این تحلیل صورت معاصر روایت منقاد تلقی میشود؛ وضعیتی که در آن سوژه غیرغربی در مقام دریافتکننده و مصرفکننده دانش غربی تثبیت میگردد. مسئله اصلی این مقاله آن است که علامه طباطبایی چگونه توانسته است از درون سنت اسلامی و در دل شرایط فکری و اجتماعی ایران نیمه قرن بیستم، بنیانهای یک سابجکتیویته نقاد را بازسازی کند و امکان خروج از منطق روایت تابع را فراهم آورد. روش مقاله تلفیقی است از تحلیل نظری مدل مالکوم ایکس (دوگانه روایت منقاد/رهایی بخش) بهمثابه چارچوب رهاییبخش معرفتی، و بازخوانی انتقادی اصول فلسفه و روش رئالیسم با تمرکز ویژه برنظریه اعتباریات. یافته اصلی مقاله نشان میدهد که طباطبایی یکی از نخستین فیلسوفان معاصر در جهان اسلام است که شجاعت «اندیشیدن مستقل» را بر مبنای رئالیسم اسلامی و دستگاه مفهومی سنت فلسفه اسلامی احیا کرده و مسیر گذار از روایت منقاد به افق مستقلروایت نقاد (رهایی بخش) را گشوده است. بدینسان، اندیشه او بنیانی برای شکلدهی به روایت فلسفی غیر یوروسنتریک و امکان ورود مجدد فلسفه اسلامی به گفتوگوی جهانی فراهم میکند.