فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای

فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای

متافیزیک جنگ و الهیات استعمار؛ بازخوانی انتقادی روح جهان هگلی در پرتو جنگ رمضان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
10.22034/nip.2026.737285
چکیده
وقایع نظامی و بحران‌های ژئوپلیتیک معاصر، از جمله «جنگ رمضان»، فراتر از تحلیل‌های رسانه‌ای و روزنامه‌نگارانه، نیازمند صورت‌بندی نظری و ریشه‌یابی در بنیان‌های معرفت‌شناختی مدرنیته هستند. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و از منظر مطالعات پسااستعماری، به بازخوانی انتقادی فلسفه تاریخ هگل می‌پردازد تا نشان دهد چگونه مفاهیمی چون «روح جهان»، «ضرورت تاریخی» و «حق قهرمانان» در خدمت تئوریزه‌کردن خشونت، استعمار و طرد «دیگری» غیراروپایی قرار گرفته‌اند. نویسنده با نقد کلان‌روایت‌های اروپامحور (یوروسنتریک) که نظم جهانی را مبتنی بر صلح، روشنگری و تجارت آزاد معرفی می‌کنند، استدلال می‌کند که شالوده جهان مدرن بر «جنگ دائم» و ساختار طبقاتی مرکز-پیرامون بنا شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شیفتگی هگل به ناپلئون بناپارت به عنوان «روح جهان سوار بر اسب»، صرفاً یک تحسین تاریخی یا زیبایی‌شناختی نیست، بلکه بازتاب‌دهنده الهیات سیاسی خاصی است که در آن «دولت مدرن غربی» به مثابه تجسد اراده الهی بر روی زمین و کنش‌های جنگ‌طلبانه و استعماری آن، به عنوان ضرورت دیالکتیکی در مسیر تحقق امر مطلق توجیه می‌شود. این مقاله با شبیه‌سازی الگوی رفتاری قدرت‌های غربی در دویست سال گذشته (از جنایات ناپلئون در هائیتی تا جنگ‌افروزی‌های معاصر آمریکا و اسرائیل)، نشان می‌دهد که چگونه جابه‌جایی انسان و خدا در فلسفه مدرن، مجوز معرفت‌شناختی «امکان ژنوساید» و دیکتاتوری سیاره‌ای را صادر کرده است. مقاله نتیجه می‌گیرد که انفعال نهادهای حقوقی بین‌المللی در برابر کشتار غیرنظامیان در خاورمیانه، نه یک استثنا یا انحراف موقت، بلکه قاعده و برآمده از بنیان‌های فلسفی قدرت در متافیزیک امپریالیستی غرب است.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 13 تیر 1405