فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای

فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای

مقایسه مبانی متافیزیکی خیریت الهی در اندیشه ابن‌سینا و آکویناس

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار گروه فلسفه و کالم اسالمی، دانشگاه لرستان
10.22034/nip.2026.737267
چکیده
مسئله خیریت مطلق خداوند از مهم‌ترین مباحث الهیات فلسفی و از مسائل بنیادین در تبیین نسبت خداوند با عالم و مسئله شر به شمار می‌آید. فیلسوفان مسلمان و مسیحی هر یک در چارچوب نظام متافیزیکی خود کوشیده‌اند معنای خیر مطلق بودن خداوند و نسبت آن را با ساختار هستی توضیح دهند. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با روش تطبیقی به بررسی و مقایسه دیدگاه‌های ابن‌سینا و توماس آکویناس درباره صفت خیریت خداوند می‌پردازد و می‌کوشد نشان دهد که این دو متفکر چگونه مفهوم خیر مطلق را در نظام فلسفی خود تبیین کرده و چه نسبتی میان خیریت الهی، وجود عالم و مسئله شر برقرار کرده‌اند.
در فلسفه ابن‌سینا، خداوند به عنوان واجب‌الوجود و مبدأ نخستین هستی، خیر محض و منشأ همه خیرات عالم تلقی می‌شود. وی با تکیه بر نظام احسن و با بهره‌گیری از براهین لمّی و إنّی، صفت خیریت را در پیوند با صفات علم، عنایت، اراده و رحمت الهی تبیین می‌کند. از منظر او، علم خداوند به ذات خویش عین علم به نظام احسن عالم است و همین علم منشأ صدور موجودات و تحقق فعل الهی می‌شود؛ بدین معنا که خداوند فاعل بالعنایه است و فعل او بدون نیاز به غرضی خارج از ذات تحقق می‌یابد. در این چارچوب، نظریه صدور نیز بیانگر آن است که همه موجودات و خیرات عالم به نحو فیض و تجلی از مبدأ نخستین صادر می‌شوند و هر مرتبه‌ای از هستی به اندازه مرتبه وجودی خود بهره‌ای از خیر دارد.
در مقابل، توماس آکویناس نیز خداوند را خیر مطلق می‌داند، اما تبیین او در چارچوب الهیات طبیعی و بر اساس رابطه وجود و خیر سامان می‌یابد. در نظام فکری او، خیر و وجود با یکدیگر تلازم دارند و هر موجودی به اندازه بهره‌مندی از وجود، بهره‌ای از خیر نیز دارد. از این رو خداوند که وجود محض و کامل‌ترین مرتبه هستی است، خیر مطلق نیز به شمار می‌آید. آکویناس علاوه بر تأکید بر پیوند میان وجود و خیر، بر صفاتی همچون محبت، لطف و عنایت الهی نیز تأکید می‌کند و نظام عالم را جلوه‌ای از نظم و حکمت الهی می‌داند که در آن هر موجودی در جهت غایت و کمال خویش حرکت می‌کند.
نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که با وجود تفاوت‌های روش‌شناختی و الهیاتی میان ابن‌سینا و آکویناس، هر دو فیلسوف در این نکته مشترک‌اند که خداوند خیر محض و منشأ همه خیرات است و نظام عالم در کلیت خود نظامی خیر و مبتنی بر حکمت الهی است. همچنین در هر دو دیدگاه، شر امری نسبی و عدمی تلقی می‌شود که از محدودیت مراتب وجودی موجودات ناشی می‌گردد و نه از فاعلیت مستقیم خداوند. بدین ترتیب، خیریت مطلق الهی در هر دو نظام فکری به عنوان صفتی ذاتی و بنیادین مطرح می‌شود که تبیین‌کننده رابطه خداوند با جهان و بنیاد نظم و غایت‌مندی عالم است.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 12 تیر 1405