فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای

فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای

تحلیلی بر مؤلفه های اثرگذار در شکل گیری ساختار توحید عرفانی مولوی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانشیار دانشگاه لرستان‎ ‎‏- گروه فلسفه وکلام اسلامی
10.22034/nip.2026.737241
چکیده
توحید از بنیادی‌ترین دغدغه‌های ادیان ابراهیمی است، اما در عرفان اسلامی به سطحی وجودی و شهودی ارتقا می‌یابد. مولوی با تفسیر خاص خود از توحید، حقیقت وجود را یگانه دانسته و جهان را تجلی آن حقیقت واحد معرفی می‌کند؛ بدین‌سان، توحید در اندیشۀ او از صرف «نفی شریک» به «شهود وحدت در کثرت» بدل می‌شود. این مقاله با رویکرد تحلیلی ـ عرفانی و بر پایۀ خوانش مثنوی، سه مؤلفۀ اصلی ساختار توحید عرفانی مولوی را بررسی می‌کند: «وحدت وجود» به‌عنوان بنیاد هستی‌شناختی، «عشق الهی» به‌منزلۀ نیروی خلاق و پیونددهندۀ خالق و مخلوق، و «معیت الهی» به‌مثابۀ حضور دائمی خداوند در زندگی انسان. در هم‌تنیدگی این سه مؤلفه، توحید را از مفهومی ذهنی به تجربه‌ای وجودی تبدیل کرده و سالک را در مسیر عشق و سلوک به فنا و شهود وحدت می‌رساند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که توحید در اندیشۀ مولوی، نه گزاره‌ای نظری بلکه تجربه‌ای عملی و زیسته است.
کلیدواژه‌ها


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 11 تیر 1405