فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای

فلسفه معاصر و مطالعات میان رشته ای

کلیات در فلسفه واقع‌گرایی معتدل، واقع‌گرایی افراطی و نام‌گرایی در قرون وسطی متقدَم در نسبت با مسأله زبان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 Lorestan University-Lorestan-Khorramabad-Iran
2 گروه زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، لرستان، ایران
چکیده
مسأله کلیات و نسبت آن با زبان از بنیادی‌ترین مسائل سنت فلسفی، بویژه در قرون وسطی است (آرمسترانگ، 1387، 1989). این مقاله با بررسی سه جریان فلسفی واقع‌گرایی افراطی، واقع‌گرایی معتدل و نام‌گرایی در قرون وسطی متقَدَم در نسبت یا مسأله زبان می‌پردازد. برای نیل به این مقصود رساله‌های متفکران و فیلسوفان این دوره و شرح‌های نوشته شده بر رساله‌های آنان مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفت. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که فهم جایگاه زبان بدون تحلیل نسبت آن‌ها با کلیات، معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی ممکن نیست. مثلاً، از منظر واقع‌گرایی افراطی، که افلاطون بنیان‌گذار آن بود، کلیات در عالم مُثُل سکنی دارند و زبان سایه یا نقشی خیالی از کلیات است، در حالیکه، بنابر واقع‌گرایی معتدل، کلیات در ذهن قرار دارند و حاصل عمل انتزاع می‌باشند. زبان، از این منظر، تابع تفکر است و این دیدگاه یادآور نظریه ماده-صورت موجود در منطق و مابعدالطبیعه ارسطویی است، که طبق آن ماده و صورت در جوهر قرار دارند، نه در عالم مُثُل. در نهایت، نام‌گرایی، با انکار عالم مُثُل و کلیات درون آن، کلیات را صرفاً بعنوان مفاهیم ذهنی معرفی می‌کند و زبان را بازنمایی مفاهیم ذهنی می‌داند. در این مقاله، به بررسی این سه جریان فکری قرون وسطی در نسبت با زبان در آراء متفکران و فیلسوفان قرون وسطی متقَدَم می‌پردازیم.
کلیدواژه‌ها